ترسيده اي؟
ترسيده اي؟
از كه؟
از جهان؟
من جهانت
از گرسنگي؟
من گندمت
از بيابان؟
من بارانت
از زمان؟
من كودكيت
از سرنوشت؟
من هم از سرنوشت مي ترسم...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۴ ساعت 19:28 توسط علی اصغر ایلخانی
|
جز دعا کار دگر نیست مرا